توضیحات
کتاب قلعه اوترانتو با عنوان اصلی The Castle of Otranto نوشتهٔ هوراس والپول و ترجمهٔ کاوه میرعباسی، جلد پانزدهم مجموعهٔ «افق کلاسیک» نشر افق است. این رمان نخستین بار در سال ۱۷۶۴ منتشر شد و به گفتهٔ ناشر، با دلایلی قوی نخستین رمان در ژانر گوتیک تاریخ ادبیات به شمار میآید. والپول در ویراست دوم، کلمهٔ «گوتیک» را به زیرتیتر کتاب افزود و نوشت: «یک داستان گوتیک».
اگر دنبال یک کلاسیک کوتاه و پرکشش هستید که در یک یا دو نشست تمام شود و بعد مدتها در ذهنتان بماند، این کتاب ۱۵۲ صفحهای دقیقاً همان است: قلعهای تاریک، پیشگوییای شوم و خانوادهای که رازش دارد از زیر سنگها بیرون میزند.
درباره کتاب قلعه اوترانتو
این رمان در دورهای منتشر شد که علاقه به داستانهای تاریخی و ماورایی تازه در حال شکلگیری بود. والپول عناصر رمانس قرون وسطایی را با رویدادهای فراطبیعی درآمیخت و قالبی تازه برای روایت داستانهای پرتعلیق ساخت. فضای داستان در قلعهای قدیمی و پررمزوراز میگذرد و شخصیتها با پیشگوییها، ارواح و نشانههای شوم روبهرو میشوند.
منبع الهام والپول، کابوسی بود که یک شب در خانهاش — یا بهتر بگوییم قصر گوتیکیِ بازسازیشدهاش در جنوبغربی لندن — دیده بود. او میگفت در آن کابوس شبحی دیده با یک دستِ زرهیِ خیلی بزرگ. همین یک تصویر، بهعلاوهٔ دانش والپول از تاریخ و فضای قرون وسطا، برای ساختن یک داستان کافی بود.
کتاب فقط یک داستان ترسناک نیست؛ نمادها، اشارهها و پیامهای اخلاقی بسیاری دارد. ناپایداری ظلم، بلاخیزیِ اعمال ناپسند و پیروزی خیر بر شر، برخی از این پیامهاست.
سبک کتاب
ادبیات گوتیک گونهای ادبی با ویژگیهای هراسانگیز و شبحگون است. این نام از معماری گوتیک اروپای قرون وسطا گرفته شده؛ همان معماریای که در نخستین رمانهای این ژانر، شاخصهٔ اصلی مکانها و فضای روایت بوده است.
والپول با زبانی ساده و بیآلایش مینویسد و به توصیفهای پرزرقوبرق نیازی ندارد. دیالوگها را استادانه مینویسد و بدون زبان کهنه یا دشوار، فضای قرون وسطا را القا میکند. هدف او فقط ترساندن نبود؛ میخواست تصویری واقعگرایانه از دوران فئودالی و باورهای مذهبی آن روزگار بسازد. توصیفهای دقیق و تکاندهنده از شخصیتها و رخدادها باعث شده قلعهٔ اوترانتو اثری سینماتیک هم باشد؛ آنچه نویسنده خلق کرده، پیش چشم خواننده جان میگیرد.
خلاصهای از کتاب قلعه اوترانتو
هشدار: این بخش گوشههایی از داستان را فاش میکند.
داستان با مرگ ناگهانی «کنراد»، تنها پسر امیر مانفرد، در روز عروسیاش آغاز میشود؛ حادثهای که با سقوط کلاهخودی عظیم و اسرارآمیز رخ میدهد. این اتفاق، پیشگویی قدیمی دربارهٔ پایان سلطنت خاندان مانفرد را به یاد میآورد. مانفرد که نگران از دست دادن قدرت است، تصمیم میگیرد «ایزابلا»، نامزد پسرش، را به همسری خود درآورد تا وارثی برای خاندانش داشته باشد.
ایزابلا میگریزد و در دخمههای زیر قلعه پناه میگیرد. در این میان «تئودور»، جوانی ناشناس، به او کمک میکند و خودش گرفتار دسیسههای مانفرد میشود. حضور اشباح، اشیای جادویی و نشانههای ماورایی فضا را پرتنش میکند. با ورود فردریک، پدر ایزابلا، و آشکار شدن هویت واقعی تئودور، رازهای خاندان اوترانتو یکی پس از دیگری فاش میشود.
معرفی نویسنده؛ هوراس والپول کیست؟
هوراس والپول (۱۷۱۷ – ۱۷۹۷) نویسنده، مورخ هنری، عضو حزب لیبرال و فرزند نخستوزیرِ بریتانیا بود که علاوه بر داستانهایش، نامههای جالبی نیز از او به یادگار مانده است. او بهخاطر بسط و گسترش ژانر گوتیک در ادبیات، از اهمیت بسزایی در تاریخ ادبیات غرب برخوردار است.
دستاوردهای ادبی و پژوهشی والپول بسیار متنوعاند، اما پرآوازهترین اثرش بهیقین همین رمان قلعهٔ اوترانتوست؛ سرآغاز ژانری که از آن زمان تاکنون مدام در حال گسترش و تحول بوده و در شکلگیری چند گونهٔ ادبی نقش داشته است.
معرفی مترجم؛ کاوه میرعباسی
به گفتهٔ ناشر، یکی از ویژگیهای مهم این کتاب که آن را قرنها پس از خلق برای خوانندهٔ ایرانی زنده نگه میدارد، ترجمهٔ بدیع آن است. کاوه میرعباسی با شناخت و تسلط بر ادبیات گوتیک و قرن هجدهم، این رمان را به فارسی برگردانده است.
یکی از مهمترین نقاط درخشان این نسخه، مقدمه و مؤخرهای است که خود میرعباسی نوشته است. با توجه به اینکه داستان در قرن هجدهم خلق شده، مترجم با چیرهدستی از پسِ فرازهای دشوار متن اصلی برآمده و ترجمهٔ فارسی این اثر، به گفتهٔ ناشر، بسان یک کلاس درس برای دوستداران ادبیات، منتقدان، مترجمان و دانشجویان است.
معرفی ناشر؛ نشر افق و مجموعهٔ افق کلاسیک
قلعهٔ اوترانتو در مجموعهٔ «افق کلاسیک» نشر افق منتشر شده است. این مجموعه با عناوین متعدد از ادبیات جهان، در قطعی منتشر میشود که دست گرفتن و خواندنش برای مخاطب راحت است؛ تناسب جنس کاغذ، عطف کتاب و تعداد صفحات در طراحی این مجموعه در نظر گرفته شده است.
چرا خواندن کتاب قلعه اوترانتو مفید است؟
قلعه اوترانتو نقطهٔ آغاز ادبیات گوتیک است و بسیاری از عناصر شاخص این ژانر — قلعههای تاریک، پیشگوییهای شوم، ارواح و فضای وهمآلود — را در خود دارد. خواندن آن فرصتی است برای آشنایی با ریشههای داستانهای ترسناک و رازآلود و دیدن اینکه سنتهای رواییای که بعدها در آثار ادگار آلن پو و مری شلی ادامه یافت، از کجا شروع شدهاند.
این رمان با پرداختن به جاهطلبی، سرنوشت و اخلاق، لایههایی فراتر از یک داستان ماورایی ارائه میدهد. برای دوستداران ادبیات کلاسیک، علاقهمندان ژانر گوتیک و دانشجویان و پژوهشگران ادبیات که دنبال شناخت ریشههای داستان ترسناک و تأثیر آن بر ادبیات مدرن هستند، انتخاب خوبی است.
شخصیتهای اصلی داستان
- مانفرد: امیر اوترانتو؛ نمونهای از اربابان قرون وسطایی با ویژگیهای قدرت، غرور و جاهطلبی.
- کنراد: تنها پسر مانفرد که در روز عروسیاش به مرگی مشکوک از دنیا میرود.
- ایزابلا: نامزد کنراد که از تصمیم مانفرد میگریزد و در دخمههای قلعه پناه میگیرد.
- تئودور: جوانی ناشناس و قهرمان داستان که هویت واقعیاش در پایان آشکار میشود.
- ماتیلدا: دختر مانفرد؛ شخصیتی دوستداشتنی که از دیگر شخصیتهای زن این نوع داستانها جذابتر است.
- فردریک: پدر ایزابلا که ورودش گرههای داستان را باز میکند.
افتخارات و جوایز کتاب
هوراس والپول از افتخارات علمی روزگار خود برخوردار بود و به عضویت انجمن سلطنتی (Royal Society) درآمد. مهمترین افتخار خود کتاب اما چیز دیگری است: قلعهٔ اوترانتو آغازگر مسیری شد که در قرن هجدهم و نوزدهم به اوج شکوفایی رسید و بزرگانی همچون مری شلی، برام استوکر، رابرت لوئیس استیونسن و ویلیام توماس بکفورد در همان مسیر قدم گذاشتند و آثاری مانند فرانکنشتاین و دراکولا را خلق کردند.
نظر افراد مشهور در مورد کتاب
واکنشها به قلعهٔ اوترانتو از همان ابتدا متنوع بوده است؛ عدهای آن را ستودند و تمسخر عدهای دیگر باعث دلخوری نویسنده شد. اما محبوبیت و چاپهای مکرر این کتاب در طول بیش از دو قرن نشان داده که اثر با استقبال عمومی روبهرو شده است.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران چاپ شده است؟
غیر از نسخهٔ نشر افق با ترجمهٔ کاوه میرعباسی (۱۵۲ صفحه)، ترجمهٔ دیگری از این رمان با عنوان «قلعه اوترانتو؛ یک حکایت گوتیک» با ترجمهٔ مهرداد وثوقی در ۲۱۴ صفحه توسط گروه انتشاراتی ققنوس منتشر شده است. نسخهای که در این صفحه عرضه میشود، چاپ پنجم نشر افق (۱۴۰۴) است.
بخشی از کتاب قلعه اوترانتو
مانفرد حواسش به گریز ایزابلا بود… درعینحال نمیتوانست از آن نقاشی، که شروع به حرکت کرده بود، چشم برگیرد. او همچنان چند قدمی بهدنبال دختر جوان رفت و همزمان سر برگردانده بود و نقاشی را تماشا میکرد که دید از قابش بیرون آمد و با قیافهای جدی و مغموم پا بر زمین گذاشت.

نظرات
هنوز بررسیای ثبت نشده است.